پيچك زندگي
29

دوست دارم اشک باشم
گوشه چشمت نشینم
تا اگر روزی بیفتم
صورت ماهت ببوسم

پنجشنبه ۱ آذر ،۱۳۸٦ - پیچک نویس

28

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شیشه عمر من است
بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند
تار موی توست اما ریشه عمر من است

پنجشنبه ۱ آذر ،۱۳۸٦ - پیچک نویس

27

اسمت رو نمی ذارم دریا که خشک نشی
نمی ذارم خورشید که غروب نکنی
ماه نمی ذارم که صبح بری خورشید جات بیاد
می ذارم عمرم که اگه رفتی منم برم

دوشنبه ٩ مهر ،۱۳۸٦ - پیچک نویس

26

ای دوست دلت همیشه زندان من است
     آتشکده عشق تو از آن من است
آن روز که لحظه وداع من و توست
     آن شوم ترین لحظه پایان من است                                                                   

دوشنبه ٩ مهر ،۱۳۸٦ - پیچک نویس

25

خبر رسیده یکی از فرشته های خدا گم شده.
چقدر میدی لو ندمت؟!؟!

دوشنبه ٩ مهر ،۱۳۸٦ - پیچک نویس

24

براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم؟
منم براي هزارمين بار به دروغ گفتم: نه. هيچ وقت… تا مبادا دلش بشکنه!

 

پنجشنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - پیچک نویس

۲۳

آنهایی که با تو خندیده اند ممکن است تو را فراموش کنند

ولی آنهایی که با تو گریه کرده اند مهال است تو را فراموش کنند

پنجشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٦ - پیچک نویس

۲۲

برای رسیدن به چیزی که تا حالا بهش نرسیدی

باید چیزی بشی که تا حالا نبودی

پنجشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٦ - پیچک نویس

۲۱

چشمات وقتی زیباست که مال اشک باشه

اشک وقتی زیباست که مال عشق باشه

عشق وقتی زیباست که مال تو باشه

شنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٦ - پیچک نویس

۲۰

یک نفس یاد خدا

یک سبد خاطر آسوده و شاد

یک بغل شبنم آرامش صبح

یک هزار آینه از جشن دعا

همه تقدیم تو باد

شنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٦ - پیچک نویس